سلام
بازم بعد از يك مدت طولاني آمدم
اينبار كلاس داشتم يعني ميرفتم كلاس دوخت چادر و به خاطر پسر كوچولو اصلاً خانه نبودم چون يه مدت خانه مادر شوهر و يه مدت خانه مادرم بوديم تا زماني كه من كلاس بودم از پسر كوچولو مراقبت كنند و خلاصه با هر فلاكتي كه بود كلاس مربوطه تمام شد و حالا در آرامش و آسايش خانه هستيم جداً كه هيچ جايي خانه خود آدم نميشه.
و اما از پسر كوچولو بگم كه خيلي شيطونه و هر روز يه چيز تازه ياد ميگيره
يكي دو هفتهاي هست كه خودش تنهايي مي ره دستشويي و فقط براي شستشو منو صدا ميكنه .
بعضي وقتها هر چيزي كه ميگي انگار ياد نميگيره و بايد صد بار تكرارش كني آخرم كار خودشو ميكنه اما امان از اون روزي كه يك حرف بد يا يك كار بد جلوش انجام بدي انوقت در عرض يك هزارم ثانيه اون كار بد يا حرف بيب دار رو ياد گرفته.
خيلي با جديت و دقت نقاشي مي كشه اما هنوزم جز دايره و چند شكل ديگه همشون خطخطي هستند هرچند كه خط خطيهاشم خيلي رنگي و خوشگلن.
ديگه ميتونه خلاصه داستانهايي كه براش ميخونم را خودش تعريف كنه و شعرهاي زيادي را بدون اينكه من با زور يا حتا تلاش يادش بدم ياد گرفته و صلوات و بسم الله الرحمن الرحيم را هم بلده و الحمدالله رب العالمين را هم دست و پا شكسته ميگه.
يك روز توي شهرك محل زندگيمون داشتيم راه ميرفتيم پاش از توي ميلههاي پل رد شد و پاش رفت توي پل البته زمين نخورد چون دستش توي دستم بود بعد از اينكه پاش را از توي پل درآوردم انگار پاش به لبه تيز آهن پل گير كردهبود و دردش گرفته بود گريهاش گرفت بهش گفتم مامان چرا گريهميكني گفت دردم گرفت گفتم كجات درد گرفته؟ دستت مامان؟(اول فكر كردم بخاطر اينكه دستشو گرفته بودم دستش كشيده شده و درد گرفته)باگريه ميگه نه مامان شلوارم درد ميكنه .
هفته پيش با باباش رفتن خريد و خربزه خريده بودن باباش خربزه را شست و گذاشت داخل يخچال چند ساعتي كه گذشت پسر كوچولو بعد از اينكه از تو يخچال آب خورد امد و گفت مامان من از او ن بادمجونا كه تو يخچاله ميخوام همزمان با گفتن اين جمله با دستش رو هوا بيضي ميكشيد و ميگفت از اون بادمجونا كه اينطوري اينطوريه من گفتم مامان ما كه بادمجون تو يخچال نداريم كه! و باهاش رفتم دم يخچال تا ببينم چي مي گه بعد ديدم منظورش خربزهاست خلاصه ماهم خربزه را آورديم تا بخوريم بابش بهش گفت پسرم اين اسمش خربزه است نه بادمجون. بعد از اينكه خربزه خوردنش تمام شد باباش بهش گفت: حالا بگو ببينم چي خورديم؟ پسر كوچولوام گفت: گوره خر خورديم. خلاصه اينكه از اونوقت تا حالا هرچي خربزه ميخوريم ياد گورهخر ميافتيم. خداييش گوره خر بيشتر به خربزه نمياد؟ بخاطر راه راهاي روش؟ استدلال پسر كوچولو بد نبوده ديگه.